عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
180
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
بسامان ، و قطرات باران همهجا پخش گشته ، باران درشت دانه همواره بر صورت زمين مىكوبد چندانكه آبگيرها و سبزهها چهرهء آن را بپوشاند و حفظ كند . خدعة الصّبىّ . عرب هنگامى كه بخواهد مثل زند كه چگونه با چيزى حقير در برابر چيزى ارجمند ، كسى را فريب مىدهند گويد اين فريب دادن طفل است در برابر شير . زيرا چون خواهند كه كودك را از شير باز گيرند با دادن خوردنيها يا جز آن او را آرام كنند . خدود الورد . چون گونههاى زيبا را به گل مانند كنند در حقيقت با استعاره براى گل ، گونه تصور مىكنند . ابن الرّومى گفته : خجلت خدود « 1 » الورد من تقبيلها * خجلا تورّدها عليه شاهد يعنى : گونههاى گل سرخ از بوسيدن سخت شرمنده شدند ، سرخى رنگ آنها گواه شرمندگى گل سرخ است . خراج فارس - كنوز قارون . خراج مصر . در كلانى و بسيارى به ماليات مصر مثل زنند . ابو خطّاب گفته : گاه شده كه از مصر چهار هزار هزار دينار ماليات به دست آمده . ديگرى دو هزار هزار دينار گفته و اين افزون بر اسبان و چهارپايان و پارچهها و آرايههاى ظريف و زيباست . خرزات الملك . ( مهرههاى پادشاهى ) حكمرانى از حكمرانان عرب بود كه هر سال كه از حكمرانى او سپرى مىشد در تاج خود يك مهره مىافزود به آن مهرهها ، مهرههاى پادشاهى مىگفتند . و هنگامى كه مهرههاى نعمان بن منذر به چهل رسيد ، خسرو پرويز بسبب حركت ناخوشى كه از وى سر زد او را سرزنش كرد و به پيشگاه فرا خواند و
--> ( 1 ) - متن : غصون ، ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )